چشم بگشا

فصل ها تازه می شوند

با چهار پیراهن رنگ پریده همیشگی

در سکوت . . .

...

...

...

چشم اگر نگشایی گذر زمان را در نمی یابی


/ 5 نظر / 8 بازدید
رضا

اي كاش ميدانستم نامش چيست؟! سرگرداني,ابهام,نگراني,تاسف همه و همه علائم درديست كه حتي نامش را نميدانم! ! ! عشق نميتواند باشد,هميشه در كتابها خوانديم,عشق زيباست . . . عشق حفره هاي خالي را پر ميكند,عشق پرش زندگاني است پس چرا هر چه ميگذرد حفره ها خالي تر ميشود . . . در زندگي درجا ميزنم! هرچه داغ تر ميشوم زندگي سردتر ميشود چرا ؟ ؟ ؟ ؟ چرا ؟ ؟ ؟ ؟ ؟ هر ثانيه,هر دقيقه,هر لحظه چنان سردرگم تر ميشوم كه گوئي هزاران مسكن با هم بلعيده ام هزاران مسكن! اي كاش هيچ قيد و بندي نبود . . . اي كاش بلعيدن اين همه قرص علاج دردم بود كاش توان مقاومت داشتم ولي . . . چشمانم تار مي بيند . . . پلكهايم سنگين است . . . چقدر بي حالم اگر بعد از من در خيابان , كوچه , حتي در روياهايت او را ديدي به او بگو . . . . . بگو نام دردش عشق بود. . . هست. . . هميشه خواهد بود به او بگوئيد هميشه دوستت داشت . . . دارد و خواهد داشت . . .

رضا

عشق دوری جستن از آزردن دیگری دوری جستن از شکل دلخواه خود دادن به او دوری جستن از تسلط بر او و دوری جستن از فریب دادن اوست عشق بهانه ای برای عدم پیشرفت بها نه ای برای بهتر نشدن بها نه ای برای کوچک نمودن آرزوها و بها نه ای برای اطمینان بیجا به دیگری نیست عشق صداقت کامل داشتن با هم رویاهای هم را سهیم بودن تلاش در رسیدن به هدف ها یی مشترک و بر دوش گرفتن عا دلانه مسئولیت هاست عشق دلیل زندگی است[چشمک]

جعفر

گذر زمان . . .

امیر

میان تاریکی تو را صدا کردم سکوت بود و نسیم که پرده را می برد در اسمان ملول ستاره ای می سوخت ستاره ای می رفت ستاره ای می مرد تو را صدا کردم ستاره ای می مرد

نیروانا

دوست بدار ، شاید فردایی نباشد ...