دخیل

 

افراط کرده ام

در فصل نخست

و این باران

با دخیل برگشتن

بند نمی آید

 

هجده سالگی

از مسیر پیری ام

سقوط کرده

و دنیا

اتاقی استیجاری

برای کودکان ماست

 

و این باران

بند نمی آید

مگر به فراموشی

و بند نمی آید

و نمی آید ...

 

سی ام شهریور89

 

پ ن : به قصه هایم سر بزنید

www.delay.persianblog.ir

/ 79 نظر / 6 بازدید
نمایش نظرات قبلی
ملیحه

سلام یک دنیا ممنون از نقد زیباتون به جان پسندیدم

مرحوم سید احمد حسینی

مادربزرگ می گفت: امام حسین به انقلاب می رسد و انقلاب تنها راه رسیدن به آزادی است. اینجا هوا آفتابی است به دیدارم بیا

صادق چوگانی

سلام با یک کار تازه به روزم ومتظر نقد ونظر ارزشمندتان

نیلوفراعتمادی

سلام چقدر عکس های جالبی گرفتین...دوستشون داشتم ...مثل شعرتون... دنیا اتاقی استیجاری برای کودکان ماست [گل]

احسان عبدلی

سلام خانم تیموری طرح های زیبایی دارید پر از احساسات و زیبا با اجازه شما لینکتان کردم موفق باشید

سیدمحمد محمدپور

سلام خانم تیموری ممنونم از حضورت و نقد ... کاری از قبل ترها بود و کاستی هایی که گفتید تا حدودی بر آن وارده ممنون از وقتی که گذاشتید... نکته های خوبی داشت سطرهای تان و شعر من همیشه گفته ام دوست دارم درون شعر دو چیز باشد اول حس و بعد تصویری عینی ... منسجم بودن را هم می شود گفت کلی ست در کار شما حس بخوبی با مخاطب ارتباط می گیرد و در بعضی سطرها تصویر باران جا افتاده ... اما انسجام و آن قدرت ماندگاری شعر در ذهن مخاطب چیزی نیست که در این کار ببینم یعنی شعری گذراست که چند وقت بعد خود شاعر هم براحتی از کنارش خواهد گذشت دوست دارم کارهای تان را و دوست تر اینکه برای کلمه پرداخت بیشتری داشته باشید... در کل لذت داشت خوانش شعر با احترام و دوستی [گل]

نسرین مرادیان

سلام طیبه ی عزیزم عکسهات واقعا واسم اشنا بود شدیدا فکر میکنم جایی دیدمت خیلی خودمانی و نازی شعرهات رو خوندم در موردشعر سپید نمیتونم نظر خاصی بدم اما از کارای زیبا مثل اثار شما لذت بردم مثل تشویش برداشت یا زلزله کارای طولانی ترت رو واقعا دوست داشتم و چیزهایی که در مورد وبلاگت نوشتی:کافیست چشمانت راببندی، صداها بلندتر می شوند. اما من صدا نیستم. چشمانت را ببند، همین که حس می کنی نمی بینی. این منم واقعا بی نظیر بود عزیز ممنون از اینکه منو با وبلاگت اشنا کردی با اجازه لینکت میکنم