داشتن و نداشتن

رسیدن

خلف وعده بهار بود

با رگبار تندی که شکوفه هایم را زد

قحطسال باغ را به کودکانم

با بوسه تفهیم خواهم کرد

اما حقیقت

نگاهی بود

که گرسنه خوابید

/ 4 نظر / 22 بازدید
...

يادم تو را فراموش! هِــــــــــــــــي من بردم. اما صبر كن ببينم انگار تو بردي! من كه هنوز يادمه. تو فراموش كردي. من باختم. .. همین !

دیوانه

چیست راز این بغض های بی هنگام که در تلاقی سپید و سیاه کاغذ و قلم این چنین بی صدا می شکنند...

بنز

کاش میدانستند که زمین تمسخر آمیز می خندد به کسانی که با غرور بر روی گام می نهد

بنز

من از کنار پنجره تو را نگاه می کنم و تو به نام دیگری مرا خطاب می کنی چه ساده در ازای یک نگاه پاک و ماندنی هزار مرتبه مرا ز خجلت آب می کنی