...

تو این شعر را نمی‌خوانی

کلمه‌ها راه خودشان را می‌روند

درست شبیه مورچه‌ها

راه افتاده روی دست‌هایت

خاطرات دست‌هایی را با خود

به همه‌جا می‌برند

 

شاید می‌خواستم در هر بند

اثری از انگشت‌هایت برجا بماند

در هر سلول

کلمه‌ای را

شبیه حفره‌ای روشن تعبیه کنم

 

اصلاً قرار بود

بنویسم زمین

بنویسم دانه

هوای خوش بپیچد در موهایت

ما قرار بود با کلمه‌هایمان

کارهای بزرگی بکنیم

مثلاً درخت بشویم

درخت بشویم

برای روزهای داغ بی‌سایه

شاید به خاطر همین است

رفته‌ای زیر خاک

و با هر تکه‌ات

به همه‌جا می‌روی

و این فصل

ای‌کاش بهار نبود

که از جوانه‌زدنت ناامیدمان کند

 

 

/ 14 نظر / 5 بازدید
نمایش نظرات قبلی
شیرین طنز

با سلام "شیرین طنز" منتظر قدوم سبز شماست. www.ShirinTanz.ir

شهرام بیانی

درود طیبه گرامی اگر درخت بشویم... چه سبز و استوار می شد کنار هم بودن و ماندن... و هر تندبادی شاید شاخه می شکست اما ریشه ها همچنان کنار هم می ماندند. زیبا بود و با محتوا

امیر یزدانی

با سلام دوستانِ جان با شعری منتظر حضور گرم و نظرهای ارزشمندتون هستم شاد باشید به مهر.

پردیس

بهار چشمهای توست که شگوفه می پاشد....

پردیس

بهار چشمهای توست که شکوفه می پاشد....

پردیس

بهار چشمهای توست که شکوفه می پاشد....

م حقگو

کاش بهار نبود /در هر دو وبلاگ بروزم امید وارم که سر بزنید www.haghgoo72.blogfa.com وبلاگ طنز ها و عامیانه ها با طنز روز مادر www.haghgoo71.blogfa.comدر این وبلاگ با شعر آئینی بروزم زیاد منتظرم نگذارید

نگار

درخت بشویم برای روزهای داغ بی‌سایه خیلی خوب بود

هنرمند

زندگی چون گل سرخی است پر از عطر وپراز برگ و پر از خار لطیف هر که گل چید بداند عطر و خار و گل و گلبرگ همسایه ی دیوار به دیوار همند....[گل]