تماشاچی سر-گرم

کافه های بی الکل

 گرم شدن سرها از  سوختن شمعهای چندبار مصرف

هیجان از گوشه ی لبهایمان چکه می کند

بی خیال سایه های پشت شیشه

شعر صلح را توی ذهنمان پاک می کنیم

می جنگیم

در سکوت

حرفی برای نگفتن

جنایات پی نوشته های روزنامه را گردن می گیرد

حرفی برای نگفتن

در سیر نگاههایی که به جوانی خودشان مشکوکند

پائین می افتند

...

بی خیال سایه های پشت شیشه،

کافه های بی الکل

پل های تابستانند

...

 

 

 

/ 33 نظر / 19 بازدید
نمایش نظرات قبلی
afsaneh

سلام طیبه عزیز ! سپاس از حضور پر مهر و نگاه ارزشمندت

afsaneh

دوست شاعرم! شبه طباق خاصي كه دركليت شعر آفريده اي سايه روشن ها را به خوبي مي نماياند اينكه:"شعر صلح را از ذهن مخاطبت پاك مي كني و جنگي كه در سكوت برپاست! تنيدن مفهوم ستيز در آرامش صلح زيباست اما كاش فراز و فرود شعرت يكي از مفاهيم بود به عنوان مثال اگر شعرت به يكي از اين دو مفهوم در هم تنيده ختم مي شد شايد زيبا تر از اين مي نمود كه به "پل هايي كه تابستانند"ختم شود بركام باشي و ماندگاردوست خوبم

سید علیرضا رئیسی

با سلام و عرض ادب خدمت شما دوست ارجمند استدعا دارم با حضور خود و اعلام نظر سازنده این حقیر را در بهبود بخشیدن به نوشته ها کمک و مساعدت فرمائید . منتظرتان خواهم ماند ارادتمند سید علیرضا رئیسی گرگانی

روح الله احمدی/ بلبل

عکسها که خودش نشون دهنده زیبایی و لذت بخشی طبیعت بود. اتفاقات رو نشون نمیداد که ما گفتیم میبینم که دوست داری به اون ایل زنونه بپیوندی!!!

هرمزسعدالهی

درود عزیز.. با مدتی غبیت طبق معمول با 2 کار کوتاه در فرا ما مخی بروزم و منتظرت...

مهدی

بیست وششم هر ماه بروزم دعوتید به خوانش یک غزل. شاد زی

میکائیل

سلام خواندم و لذت بردم . . . ---------------- منتظر[گل]

شهرام معقول

سلام خانم تیموری همین که شعری بخوانی و بعد از همنشین شدن با تصاویرش برداشت خودت را داشته باشی یعنی شاعر در کار خود موفق بوده و خواننده نیز دست خالی برنگشته است و به لذت مورد نظر در شعر رسیده است که از عکاس شاعر یا شاعر عکاس انتظاری جز این نیز نمی رود فضای شعر در شروع و ادامه و پایان موفق است فقط فکر کنم یک اشتباه نوشتاری داشته اید که فعل مصرع "جنایات ...می گیرد" لازم است به صورت جمع آورده شود. پیروز باشید و ممنون از فرصت زیبایی که به بنده دادید.

سلام طيبه جان افسانه ام به روز شد