من خاطره ات هستم، اگر هم نخواهی...

روزهایم

مادر گریه ی بیداری تو می شوند.

نگران من نباش

چشمهایم را می بندم

دنیایم را می سازم...

 

پ ن: دفتر خاطراتم را پاره کرده ام. آسیبی نباید به احساس فرزندانم برسد، گو که فردایشان با بیقراری ما ساخته شود.

/ 7 نظر / 10 بازدید
نازنین

موفق و شاد باشین منتظر حضور سبزتون هستم

عالیه

سلام. شعرت رو دوست داشتم ولی از پ.ن حس خوبی نداشتم ما سرگذشتی داریم که فرزندان ما جور دیگری تکرارش خواهند کرد شاید بهتر این باشه که از تجربیات ما استفاده کنند هر چند تلخ! ییروز باشی

شیواتیر

چقدر خوشحالم که بالاخره فنگ شویی کردی و اون دفتر خاطرات لعنتی رو پاره کردی ...

سحر شیرمحمدی

سلام گلی خانم این روزها همش به خودکشی وبلاگی دست می زنی؟ می شه بگی من چقدر باید منتظر بمانم تا متولد بهمن آواز بخواند؟

نسیم

سلام دوست بی معرفت من شعرهایت خیلی قشنگه نسیم