هرچه که دور می شوی، مالک حجم بیشتری از زمین می شوم

اشکهایت صاحب این آمرزیدگی است

اگر می خندم و دلم را دغدغه ای نمی ترساند

با تمام خودم که خلوت می کنم

اگر حرفی برای خوردن دارم

و ترا که می آیی و می روی

بی آنکه رد پایت را به کسی تاوان پس دهم

اگر هنوزم و هوا را از جوانی ام می کاهم

و تصویر رفتن و نیامدنی از سایه های متهم خویش

بر دیوارهای شهری که نام ندارد

بر جا می گذارم

*

اشکهایت

آه اشکهایت به آسمان دعوتم می کند

به ابر

به باران

اگر روزهایم سبزه های اول سالند

و پیکرم زمین نمناک روینده

اگر بهارم

که بی بهانه خوشبخت و دلتنگم . . .

 

 

پ ن : "دیگه از دست تو هم کاری بر نمیاد" . . . برای من لعنتی

/ 9 نظر / 19 بازدید
مهیار

سلام نه از باب رفع تکلیف که کامنتی نوشته باشم بلکه به خاطر حس زیبایی که می نویسی باید بگم عالی هست جدی عالی هست عالی

شمیم باران

-شکر گذاری روند قدرتمندی برای تغییر انرژی و وارد ساختن خواسته هایت به زندگی است. بابت چیزهایی که از قبل داری خدا را شکر کن تا چیزهای خوب بیشتری را جذب کنی. « روزشمار راز » . بدي ورزش و ايمان اينه كه آدمو مست ميكنه ، شعفي كه شايد با هيچ انگيزاتوري ( صفت فاعلي ِ مركب ِ مجهول الهويه ِ ... : دي ) نشه ايجادش كرد ، ولي تا كي ادامه پيدا مي كنه ؟ تا وقتي كه شك وجودتو نگيره ، تا وقتي كه همه چيز برات عادي نشه ، نگي همه چيز به بيمزگيه قبل ِِ ، اونموقع ديگه بهترين اتفاقاتي هم كه ممكنه توزندگيت بيفته ، شايد نتونه شادت كنه . شك مقدمه يقينه ، يقين به اينكه خودت مسئولي ، خودِ خودت ! مسئول شاد بودن و خيلي چيزهاي ديگه تو زندگيت . . شايد بعضي جملات كتاب روز شمار راز كليشه اي باشه ولي مرورش ... جواب ميده ... : دي

پویا

[گل]

زخمه ارغنون

سلام به قول نرودا: هوا را از من بگیر... خنده ات را نه. با مطالبی چند به روزم.

رورا

فكر بدي نيست خوب هم نيست ولي آنقدر شيرين است كه به ندانستن نيرزد پس مي‌نويسم چه خوشت بيايد چه نيايد آمدنت را دوست نداشتم گرچه جاي خالي تو بيشتر از هر دفعه آزارم ميدهد .... پ ن: دیگه از دست هیشکی کاری بر نمیاد..........

سحر شیرمحمدی

ترا که می آیی و می روی بی آنکه رد پایت را به کسی تاوان پس دهم......... بازم حرف دل من که تو زودتر زده ای دیگه از دست تو هم کاری بر نمیاد" . . . برای من لعنتی اینیکی هم زدی تو خال بابا تو دیگه کی هستی بهمنی من قلمت جاودانه باد که سحر است و اعجاز ......... بخدا قسم همیشه گل می کاری ولی یک انتقاد کوچولو دو بند شعر را نتونستم تو ذهنم به هم کانکت کنم فکر کنم از کوته ذهنی من باشد و گرنه تو که حرف نداری [گل][ماچ]

مانی

سلام قشنگ بود. امیدوارم که همیشه خوش قلم باشید.[گل]

آويد میر شکرائی

دلنشین مینویسی و البته زنانه.شعرهایت را دوست دارم اما کامنتت را نفهمیدم

آیسودا

و برای تمام این لعنتی های تنها کاری نمی توان کرد! کاش من لعنتی نبودم!