مثل پیاده شدن در ایستگاه اشتباهی

درست است راهمان جدا بود

این را همان دلهره اول کار گواهی می داد

می دانستم که خطر کردن در عمق نگاهت

تاوانی بجز غرق شدن ندارد

و این تویی که بی شرط حضور

در من نشسته ای

فرقش در این است

که سخت تر از همیشه قورت می دهم

و راحت تر از همیشه می گریم

*

چیزی به من اضافه شده

از جنس همان دلهره ی اول کار . . .

/ 19 نظر / 9 بازدید
نمایش نظرات قبلی
سحر .........

کاش این دلهره دست از خیالم بر می داشت..........[گل] ظریف تمومش کردی درست بر عکس اونچه که تو رو تموم می کنه........

لبخندایرانی

سلام به شما وبلاگ نويس توانا ودوست ناآشناي من اميدوارم حالتون خوب وزندگي بركامتان شيرين همچون عسل باشد وبلاگ خوبي داريد از ديدن آن لذت بردم اگه دوست داشتي يه سر به ما بزن واگرخوشت اومد مارو لينك كن خبر بده تا شما رو لينك كنيم ممنون و تشكر از اين همه سليقه اي كه در وبلاگت به كار بردي

سامان

برای آنکه کمی، حتی اگر شده کمی زندگی کرد دو تولد لازم است: تولد جسم و سپس تولد روح. هر دو تولد مانند کنده شدن هستند، تولد اول بدن را به این دنیا می افکند و تولد دوم روح را به آسمان می فرستد. تولد دوم من زمانی بود که تو را دیدم . . . ( کریستیان بوبن )

سامان

با خوندن پست جدیدت به یاد این جمله از کریستیان بوبن افتادم...

حامد

همه ی کیف خطر کردن در عمق نگاه تا زمانیه که غرق نشدی...اصلن زندگی همون چند لحظه ایه که مونده تا غرق شدن...

زخمه ارغنون

سلام اگر ترس محتسب خورده اجازه داد... با چند مطلب به روزم./.

afshin

[گل] [گل] [گل] [گل] [گل] [گل] [گل] شبها بر روي پشت بامها فرياد ال .. اکبر - مرگ بر ديکتاتور جمعه به تاریخ 26 تیر ماه .... ** مسير راه پيمايي پس از نماز جمعه خيابان ولي عصر ميدان ولي عصر به سمت صدا و سيما ** [گل] پیروز باشی [گل] سر بزن [گل]

سحر شیرمحمدی

دوست عزیز خواهشا به وبلاگ نویسنده توانای معاصر عباس معروفی سری بزنید و متن شکایت از دولت به دادگاه لاهه را بخوانید متشکرم به امید ایرانی آباد و آزاد لینک این وبلاگ در وبلاگ من هست....

بنز

اونکه هرچی ابر تو دنیاس خونه داره تو چشاش اونکه ناچاره بخنده اما گریه اس خنده هاش اونکه تو شهرش غریبه با یه عالم آشنا هیچ کدوم باور نکردن غربت تلخ صداش اون منم اون منم اون منم بغضمو تو گلوم میشکنم