مبل ها

می خواهمش

از دوردست ها

که بر این مبل ها تعارفش کنم به نشستن

و عکسی به دیوار بدوزدمان

به اثبات لحظه ای

که همیشه آرزو دارمش...

 

تاریخ سرایش شعر 28 اسفند 1380 است

/ 43 نظر / 18 بازدید
نمایش نظرات قبلی
مانی

سلام و عرض ادب به خواندن غزل تازه ی "این دهان بستم " دعوتید [گل]

صادق چوگاني

كار كوتاه وزيبايي بود ولذت بردم سلام دوست اديب و شاعرم با يك كار تازه به روزم ومنتظر نظر ارزشمندتان

رورا

سال 80 ارزو داشتی ثبت کنی لحظه ای رو که ارزوشو داشتی ..........الان بعد از 9 سال هنوز ثبتش کردی؟؟؟؟؟؟؟

مانی

سلام و عرض ادب به خواندن غزل تازه ی "امتحان " دعوتید [گل]

فرزانه

سلام خیلی زیبا بود . عمیقن حسش کردم . آرزوی محال...

مانی

سلام و عرض ادب خانوم مداد رنگی ممنون از الطاف همیشگیتون با غزلِ آوازِ قناری به روزم و منتظر نگاه گرمتون[گل]

حسین کلانتری

سلام خوشحال كه اين فرصت رو پيدا كردم كه بازهم به وبلاگتون سر بزنم ودعوتيد به: مارادونا سر تمام دنيا كلاه قرمزي گرفت تا پسر خاله ام هنوز......... هميشه سلامت باشيد

من هستم

عزيزم افسوس كه برخي موقعيتها شايد براي هميشه به رنگ آرزوهايمان بمانند . مي دوني كه نقد نمي دونم اما تو ذهنم اينجوري مي خونمش: مي خواهمش از دوردست ها كه بر اين مبل ها تعارفش كنم و عكسي به ديوار بدوزدمان و بمانيم در لحظه اي كه هميشه آرزو دارمش...

پژمان‌الماسی‌نیا

کسی مثل ابر کسی مثل خون، ارغوان ِ دل ِ پرنده بر من نبارید آه اگر آفتاب آبی بود... . . . . . ● نگاه منصور خورشیدی به سه کتاب پژمان الماسی‌نیا (89-1386) ● دعوت به مراسم خوانش "تقویم عقربه‌دار ماه‌های بهار" / 3

محبوبه

نمیدونم قیبل بهت گفته بودم این خیلی معرکه است یانه! خیلی دوسش دارم...