پنجشنبه ی آبی

پیراهن آبی من

اندازه ی چشمان تست.

سهم من

این گیسوان پریشان است و انتظارت


پنجه های رقصانت را

خواب دیده بودم،

رویا تمام نمی شود،

تا بخار قهوه ی تلخ، مه آگینم می کند

چشمانت به قامتم

پیراهن آبی می پوشاند


هر کجا که باشیم

خانه ی ما می شود

درشمارشی معکوس که محکوم به رفتنمان می کند

هر کجا ...

   + طیبه تیموری - ٩:۳۱ ‎ق.ظ ; یکشنبه ۱٧ آبان ۱۳۸۸