مثل پیاده شدن در ایستگاه اشتباهی

درست است راهمان جدا بود

این را همان دلهره اول کار گواهی می داد

می دانستم که خطر کردن در عمق نگاهت

تاوانی بجز غرق شدن ندارد

و این تویی که بی شرط حضور

در من نشسته ای

فرقش در این است

که سخت تر از همیشه قورت می دهم

و راحت تر از همیشه می گریم

*

چیزی به من اضافه شده

از جنس همان دلهره ی اول کار . . .

   + طیبه تیموری - ٤:۳٩ ‎ب.ظ ; شنبه ٢٠ تیر ۱۳۸۸