برای هر آنکس که زبان نگاه

تو نگاه را نمی فهمیدی

آهسته چون نسیمی

بر درخت احساسم ترنمی بر جا گذاشتی و رفتی

می خواستم که لحظه ها از هم نپاشد

می خواستم که برگها برقصند

دوستت داشتم و می خواستم بمانی

من سکوت کرده بودم

و تو نگاه را نمی فهمیدی

   + طیبه تیموری - ۳:٠٢ ‎ب.ظ ; یکشنبه ۱٦ فروردین ۱۳۸۸