من از باران می سرایم، تو چتر می گشایی

دستهای گرفتار این دقیقه ها

واژه ها را از گلوی جوهری خودکار بیرون می کشند

و آنها را

چنان که بایسته نقش می دهند

من از اندیشه های خاک و باران برایت

شعری از جنس لمس و آشتی می سرایم

تو چتر می گشایی

و چشم می بندی

*

گناه من سکوت بی پاسخ تست

گناه تو

منظره های مفقود باغی است که در دفترم

از پائیز رهایی ندارند

   + طیبه تیموری - ٩:٠٤ ‎ق.ظ ; دوشنبه ٢۱ بهمن ۱۳۸٧