خواب سوخته

نامش چه بود؟

که نوک زبانم را می‌سوزاند

ذهنم را

به‌دنبال هر عطر

بی‌قرار می‌کرد

 

من آیا هیزمی تازه بودم

که دودم به چشم سرما می‌رفت؟

 

نامش چه بود؟

جای این زخم‌ها که می‌سوخت

فراموشی هوایش را داشت

 

و

من خسته بودم

برای اینکه بمیرم

زنده

در بی‌اختیاری چهاردیواری‌ام

به من اجازه نداد به‌یادم بیاید

دستم را بگیرم

دود را بزنم کنار

از این خواب سوخته بگریزم

 

   + طیبه تیموری - ٧:٤۸ ‎ق.ظ ; پنجشنبه ٥ تیر ۱۳٩۳