عاشقانه ای در کوچه ی در-رو

دست هایت

نقشه ای که اعتمادم را به ایستگاه می برد

آونگی که لحظه ی رفتنم می شود

گره ای پنهان در جیبی رایگان

 

دست هایت شهری 

که زادگاه من نیست

کشوری که تاریخ بر کف داده

مشتی که زیر چشم هایم اعتراض می کوبد

 

نوازشم باش

به نام کوچه های زل زده 

خیابان های مبهوت

در شهری که راه هایش 

به چاله های چشم-رنگت می رسند

دور از چشم نرسیدن هامان

نوازشم باش

   + طیبه تیموری - ٩:٤٩ ‎ب.ظ ; سه‌شنبه ۱ آذر ۱۳٩٠