شهیــد

روز

سرداری بی‌ستاره است

افتاده

شبیه سایه‌ای کوتاه

پیشِ پایم

 

هر حفره می‌تواند سیاهچاله شود

هر مرد که در چشم‌های تو می‌مرد

قابی که خودمان را از آن بیاویزیم

و صدا

بلندی آزادی است

و نیستی که بگویمت

آزادی است

و نیستی

آزادی

...

 

 

   + طیبه تیموری - ۸:٤۸ ‎ق.ظ ; دوشنبه ٢٧ شهریور ۱۳٩۱

برای سعیده، شهریوری من

1.

کاش زن نبودم

آن‌وقت

خیابانی سیاه و بلند را به تو می‌دادم

با خطوط ممتد

روی نیمکت می‌نشستم

رفتنت را آزاد می‌کردم...

 

2.

اینجا جای خطرناکی است

روی همه‌ی لحظه‌هایت اسم می‌گذارند

تا از تو تاریخی بسازند

 

اینجا جای بزرگ و خطرناکی است

گاهی لحظه‌هایت گم می‌شوند

و از اختیار روزهایت

خارج می‌شوی

آدمی می‌شوی

دلتنگ لحظه‌های دور

کسی‌که نمی‌داند

اسم دقیق خوشبختی‌اش چیست؟


   + طیبه تیموری - ۳:۱٦ ‎ب.ظ ; دوشنبه ٦ شهریور ۱۳٩۱