از غصه می میرند گنجشک های سکوت

شاعران

تمام می شوند

اگر چشم هایت واژه نپاشند ...

   + طیبه تیموری - ٤:٠٠ ‎ب.ظ ; دوشنبه ٢٤ خرداد ۱۳۸٩

تشویش

حیفم می آید
این واژه ها را از خودم عبور دهم
رقم بخوری
شعر شوی
و نقد
توی جیبم
در انتظار وسوسه ای
زنجیرت کنم
...
ای همه ی شعرهای رایگان من
جوهر خودکار من
طرح های اتاق انتظار ند
درخت می شوند
خانه می شوند
دودمی شوند
می روند...

   + طیبه تیموری - ۸:٤٢ ‎ق.ظ ; دوشنبه ۱٧ خرداد ۱۳۸٩

اما

زنهای خوب

زنهای چشمهای فضایی

زنهای قلبهای زمینی

زنهای ممنوع و عطر دار

عاشق،

حتی به زور ضربه ی شلاق

زنبیل های ازلی را از کوچه های مین گذاری شده می گذرانند

کافیست قلبشان بتپد

مهمانی غروب عید

بساط عزا می شود ...


   + طیبه تیموری - ۳:٤٠ ‎ب.ظ ; شنبه ۸ خرداد ۱۳۸٩

س ه م

زنبیل پیرزن

سنگینی جوانی من است


با هم

عبور می کنیم آهسته از روی خط عبور عابر پیاده ...


   + طیبه تیموری - ۳:٤٤ ‎ب.ظ ; یکشنبه ٢ خرداد ۱۳۸٩